![]() |
![]() |
|
| به وب نوشین خوش اومدی |
|
وقتی او نیست چرا ما باشیم
وقتی اون نمیخواد چرا ما بخوایم دوستان وب جدیدی که قراره با چندین نفر کار بشه
هرکی خواست در پیشرفت وب کمکم کنه بگه حتماْ نویسندش میکنم البته یه نمونه از کارشو باید ببینم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 6:52 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
سلام
نوشین کوشی مردم از دوریت توروخدا یه افی یه چیزی بار دیگه فدات شم دارم نگرانت میشم شمام که نظر ندینا
اسمون چشمام بي تو يهو ابري شد واسه اين بيكسي هام حتي توهم كس نبودي واسه اين بيكسي هام حتي توهم كس نبودي |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 2:42 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
نوشین جان سلام ببخشید دیر شد واقا معذرت یه خورده سرم شلوغ بود بخدا خب بخشید دیگه
باشه
۱۵ دی تولد نوشین بود که نتونستم بیام و اپ کنم بجاش الان براش اپ میکنم این کیک تقدیم به نوشین جون تولدت مبارک امیدوارم صد سال زنده باشی حالا این شعما رو فوت کن اخماتم باز کن و بخند باشه .دوست دارم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9:43 قبل از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
سلام به همگی خوبین خوشین سلامتین چی کارا میکنین منم سامی میگم ما نیستیم خوب خوش میگذرونین دیگه نه ؟؟ بی ادب نگمه یعنی چی خب بیخیال نوشین خانومم که اصلا نمیگه سامی زندست مردست خب بیخیال یه چند تا از اون شعرای زاخارم اوردم بخونید توروخدا واسم نظر ندین بابا پستای من تو بلاگفا از لحاظ نظر ترکونده خب دیگه خوشت نیاد بخون نظر نده راستی تو اخر پستام دوتا فلش میذارم تو ادامه مطلب یکیش ماله نوشین یکیش عکس اوریل خواننده هست .دیگه نوشینجان ببخش دفه بعد برات بهتر میسازم راستی حتما باید فلش پلیر ۸ یا ۹ رو داشته باشید ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ زندگيم رفته پاي بازياي بچگانه گوشم شده تشنه به حرفهاي عاشقانه زندگيم خالي از عشق بود دلم خالي از علاقه اخه كي تا صبح بيداره نمي دونم چطور شد سرو كله ي تو پيدا يهو قلبم تكون خرد شدم عاشق و شيدا زندگيم گرفت يه جوني قلم به دست گرفتم نشستم و نوشتم من عشق رو ياد گرفتم حالا بعد صد سال ديگه عشقي نديدم كاش از اون روزا با تو يه خاطره مي چيدم زندگيم هزارتا رنگ بود با وجود مهربونت همه چيز واسم قشنگ بود با نگاه اسمونت يهو زندگي بهم بدي كرد دلم رو پشترو كرد ديگه من تو رو نديدم دلم فقط گريه كرد اين اون سزاي قلبم كه بازي عشق و شروع كرد عاشق چشماي تو شد زمونه بازي رو تموم كرد عشق بر من شده حروم شدم يه جسم بي جون بي عشق روحي ندارم چه سياه اسمون كاش ميشد بازم دوباره دستاي تورو بگيرم براي روز تولدت من بازم ستاره بچينم كاش ميشد يه بار ديگه سر روي شونت بذارم اينقدر عاشق باشم كه برات هرشب ببارم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برسيد به دادم اي مردم دارم ميميرم از غصه از تنهايي و شكنجه هاي اين دنيا بخدا شدم خسته ديگه ي ناي موندن ندارم نفس واسه خوندم ندارم هر روز جلوي چشمم مياد هزارتا فقير و گدا كسايي كه محتاجن به پول بعضياشون ميخوان يه تيكه نون بعضياشون دنبال جاي خواب اكثرشون شدن كارتون خواب بعضي زن و بچشون گشنن واسه همينم گدايي ميكنن بعضيا دنبال كارن از كارگري بيذارن اما چاره ندارن بايد نون شب درارن اينه مشكل تمام ما عاقبتمون اين اين گداها تو كف يه لقمه غذا دنبال يه جا براي خواب هفتاد درصد مردم زير خط فقرن سر گشنه رو بالش ميذارن از صبح تا شب كار ميكنن تا يه لقمه نون درارن اما بدونيد اي مردم اين نيست راه چاره من بخونم براي اين مردم اواره بايد ببنديم عهد و پيمان تا حل شه مشكل ما گروني بيداد ميكنه غصه رو بيدار ميكنه تو دنيا جنگ به پا ميكنه تا خودشو نشون بده |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
نوشینم سلام بچه هاحالتون خوبه ؟خوب خدارو شکر این روزا سوژه پیدا کردن خیلی سخت شده یا بهتره بگم کار هر کسی نیسنمیدونم یا شادیم فقط واسه من اینجوریه بذارین اعتراف کنم که تو این یه مورد حسابی کم اوردم به هر حال به هر بد بختیم که شده بود زور زدمو سوژه ی این یکی پستمم جور کردم امیدوارم که خوشتون بیاد . ..
.
اين هم يه مطلب درباره طريقي نمره گرفتن ...........
حالت اول : رابطه بین نمره و دانشجو با فعل شدن صرف میشه . مثلا فیزیک ۱۷ شدم.( آفرین گل پسر درس خون)حالت دوم: این حالت با فعل دادن صرف میشود . مثلا ریاضی بهم ۸ داد .( مرتیکه عوضی اصلا راه نمیده.)حالت سوم : این حالت با فعل گرفتم بیان میشود . مثلا این فیزیک بلاخره یه دونه ۱۰گرفتم .( دهنم صاف شد .)در همین راستا چند حالت برای کسب نمره هم وجود داره :۱ـ روش کسب نمره قبل از امتحان : بچه ها سه بار از کل کتاب ها رو دوره میکنید . بعد سهبار دیگه از روی اونها مرور میکنید . بعد سه بار از روی اونها رونویسی میکنید. بعد سه بار اونها رو حفظ میکنید . بعد سه بار اونها رو از بر میکنید . مطمئن باشید که نمره خوب میگیرید . ( اگه دیگه نمره خوب نگرفتی انصافا برو ترک تحصیل کن . ملت علاف موندن)
۲ـ روش کسب نمره موقع امتحان : همون قصه همیشگی ابر و باد و مه و خورشید و فلک کهدست به دست هم میدن تا امدادهای غیبی برسه و شما نمره بگیرید . که البته این مبحث بسیار تخصصی بوده وانواع روش ها و شگردهای بروز این مبحث توسط اساتید مجرب بعدا نوشته خواهد شد. ( مراقب باش گیر نیفتی اخوی )
۳ـ روش کسب نمره بعد از امتحان : این روش مخصوص مخ زن های عزیز میباشد اگه تو اینحرفه تبحر دارید کارتون درسته درسته . برید و یه تیلیت مغز اساسی از مخ استاد و معلم و هر کسی که میتونه نمره رو بهتون بده درست کنید . اگه زن بود که سعی کنید یه جور ازش راه بگیرید . اگه هم مرد بود سعی کنید بهش راه بدید. (نمره ۷ میگیره میره دو ساعت با استاد مذاکره میکنه با ۱۸ میاد بیرون.
4- روش کسب نمره وقتی که دیگه کار از کار گذشته :شرمنده دیگه تو این یه مورد اصلاتخصصی نداریم اگه فمیدین قوربون دستتون مارم بینصیب نذارین
حالا اینجارو داشته باش روش های دختر یابی . ديگه خودتون ببخشيد .روش هاي دوست يابي ديگه
۱ـ روش متلکی : این روش کهنه ترین و قدیمی ترین و مرسوم ترین و پر استفاده ترین و هرچی ترین دیگه که فکرش رو بکنید هست بطوری که دانشمندان در تیر برق های تمدن آن را به وضوح مشاهده نمودند و سلسله جواتیان دستی در این کار داشت تا آنجا که در تپه های الوات آباد و در غارهای حومه آثار تمدن و متلک های اولیه یافت میشود. تبصره :( جیگرت رو بخورم هلو )
۲ _ روش خوابکی : در این روش در صورت مشاهده تحفه ایی در کنار خود به تدریج گردنخود را شل کرده و به طرف وی مایل شوید تا آنجا که لنگه کفشه یهویی بیاد تو صورتتون. تبصره :( انعطاف پذیری گردن نکته کلیدی این روش است .)
۳ـ روش پرتابی : در این روش می باید جسمی را به طرف سوژه پرتاب کنید . بدیهی است دقتدر پرتاب و هدف گیری دقیق از ملزومات کار است. تبصره :( می توان از بازوکای قابل حمل ساخت چک اسلواکی استفاده کرد در فواصل دور استفاده از خمپاره انداز ساخت اوکراین توصیه میشود.)خوبه حالا جو نگیردت
۴ـ روش ولو شدنی : در این روش که باز هم در تاکسی مورد استفاده قرار میگیرد . آنقدر جاگیر بشینید که سوژه پرس شود . تبصره :( برای انجام بهتر این روش صندلی عقب پنج نفر سوار شوند .)
۵ـ روش خرکی : این روش تنها نیاز به شجاعت . دلیری . بی باکی و امثال الهم دارد . در طولتاریخ تنها سر سلسله و قطبیان الواتان موفق به چنین امری گشته اند . بدین ترتیب که از در و دیوار و پنجره بالا رفته و در اختفا و دور از چشم پدر و مادر و برادر از پنجره وارد اتاق مورد نظر شوید. تبصره :( توصیه میشود بچه محل هایتان را به همراه داشته باشید .)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 11:5 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 4:33 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من ...بچه ها سلام نوشینمخسته نباشید حالتون خوبه ؟ببینم حوصله ی خوندن یه خرده چرتو پرتو داری ؟من که خودم موقه نوشتنش حسابی گیج شده بودم امیدوارم که شماجون سالم بهدر ببرین و به سلامت بتونین همه رو تا اخرش بخونین بعدشم اگه احیانا جوابشو میدونین حتما بهم بگین چون خیلی کنجکاوم که جوابشو بدونماگه پایه ی خوندن این اراجیفی پس بسم الله شروع کنید. . خب بذارید از اول همه چیو بهتون بگم قضیه از اینجا شروع میشه که دیشب مثههمیشه که مشغول خوندن درسام بودم یهویی به یه مطلبی رسیدم که خیلی ذهنمنو به خودش مشغول کرد اونقد بیزی که الان مجبور شدم بیام اینجا همه رو براتون تعریف کنمو نظر شما رو در موردش جویا بشم ، میدونین تا حالا انقدعمیق به هیچ مسئله ایی فک نکرده بودم خدایشش فک نکرده بودمدیگه دروغ چرا ؟
موضوع در مورد زندگی ادمی پس از مرگ بود همیشه وقتی این جور مطالبومیخوندم زودی سر سری ازشون میگذشتمو فک کردن در موردشونو موکولمیکردم به اینده اما دیشب با همه ی فکر مشغولیایی که داشتم ناخوداگاه رفتم توفک اوه خدای من همیشه از اینکه مجبور باشم در مورد یه چیزی فک کنم که اخرش میدونم بی نتیجه میمونم متنفرم با همه ی این قضایا برام مهم نبود فک کردم فک کردم فک کردم اما نه... مثه همیشه بیجواب موندم میگن ادم که زیاد بهاین جور چیزا فک کنه عمرش کوتاه میشه زودی پیر میشه و ....نمیدونم از اینجور چرتو پرتا خب بمیره مگه چه اتفاقی میافته کسی مرگو تجربه نکرده خدا رو چی دیدی شاید مرگ از زندگیم شیرینتر باشه البته ناگفته نمونه که ما که تا هالا از این شیرینی جرعه ایی هم ننوشیده ایم میگن دیگه گویا زندگی معجون شیرینیاست که تا ننوشی نمکیدونی چه جیگریه فرزندم خب بگذریم اما من معتقدم اگه سوالای ما ادما در مورد این جور مسایل به نحویحلو فصل بشه و عمق قضیه واسه هممون نمایان بشه دیگه هیچ کس هیچ مشکلی ندار ه ولااقل تکلیف خودشو میدونه
حالا اون شب داشتم به این فک میکردم که خب همه جا میگن از تو کتاب گرفته تاعلما و عارفا و قران و بقیه ی کتابای اسمونی و خلاصه تو هر چیزی که مربوط بهدین و ایین زندگی باشه لااقل یه اشاره ی کوچیکی به این مسئله کرده که مردن حقه و این دنیا محل گذره و ادمی خواه و ناخواه یه روزی باس از این دنیاتشریفشو ببره اون دنیا خب تا اینجاش قبول ما که مشکلی نداریم هممون اینو دیگهقبول داریم یا بهتره بگم مجبوریم که قبول داشته باشیم چون انکارش غیر ممکنه خب یه واقعیتیه که هر روزه یا لااق سالی یه بار هممون شاهد وقوعش هستیمتازشم خیلیم برامون عادیه حالا روزی هزار بار از تو تلویزیون روزنامه و مجله و سایتای جورواجور داریم میبینم یا میخونیم که مثلا انقد ادم در اثر تصادف یا زلزله یا اتش سوزی یا خودکشی یا قتل ووو چیزایی دیگه ایی که خودتون بهتر میدونین جان خودشونو از دست دادن یا بهتره یه خرده غم انگیزترش کنم به دیارباقی شتافتن مام یاد گرفتیم خیلی راحت با این جور مسائل کنار بیایم یا بهتره بگمچاره ایی جز این نداریم خدا به هممون صبر بده
خب حالا اصلا مطلب اینجاس که اقا جون فرضا از این دنیا رفتیم به اون یکی دنیاهمون جایی که همه دارن ازش حرف میزنن منظورم همون دنیای اخرته یا بهترهبگم قیامت خب قیامت کجاست ؟اخر قیامت کی هست ؟عاقبت کسایی که میرن بهشت چیه؟ خب میگن که تا اخر عمرشون اونجا به خوبیو خوشی زندگی میکنن حالا اخر عمرینی کی ایا عمر ما اونجا انتهاییم داره یا چی ؟اصلا بهشت یا جهنم انتهایی داره یا نه ؟اگه داره بازم معلوم نیس ای بابا پس لااقل اخرشو دیگه باید بگید ؟خب زور نزنید میدونم که شمام مثه من میرسید به بن بست چون اینا سوالاییهستن که تا از دنیا نری نمیتونی جوابشونو بدونینمیدونم یا شایدم جوابی هست براشون اما از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون عقل ناقص من همیشه تو این جور چیزا لنگ میمونه خلاصه اینکه من هر چیم تاهالا زور زدم که جوابی واسشون پیدا کنم نشده که نشده
میگن که خدا هیچ کدوم از کاراشو بیحکمت انجام نمیده بهشت و جهنم دو تا مکانکاملا متفاوت با ادمایی کاملا متفاوت
یه استادی داشتم که همیشه میگفتش که همه ی ادما چه اونایی که جهنم رفتن و چه اونایی که توی بهشت زندگی میکنن اخرش جفتشون ینی هم جهنمیا هم بهشتیاتوی یه مکان که همون بهشته زندگی میکنن البته بعد از تصفیه حسابو این حرفااما با همه ی این قضایا بازم من نفهمیدم که عاقبته بهشت کجاس؟اصلابهشت انتهایی داره ؟خب اگه نه ؟مگه میشه یه چیزی انتها نداشته باشه ؟خب بهتره تو این جور مسائل از پرسیدن سوالای بیمورد پرهیز کنم خب هر کاریکه بگی از خالقمون بر میاد شاید بهشتم یکی از اون چیزاس که انتهایی نداره اما یه لحظه همین جا مکث کن خب ببین اخر اخر اخرش چی میشه فک کن بعد از هزار سال زندگی در بهشت خب ینی بازم همون چیزای قبلی وای خدای من من که دارمپس می افتم بهتره بیخیال شیمخب اینم از این اصلا میدونید چیه مامان بزرگم همیشه میگفت همه ی کارای خدا یه حکمتی داره ینی کاره بیحکمت اصلا وجود خارجی نداره پس اینکه الان ما جواب این سوالو نمیدونیم خب لابد اینم یه حکمتی داشته بله من خودمم میدونم نباید تو کار خدا دخالت کنیم اما این سوالیه که من همیشه از خودم میپرسیدم و همیشه مثه الان میرسیدم به خونه ی اولو بازم همون سوالای بیجواب خلاصه اینکه هیچ وقت نتونستم جوابی واسشون پیدا کنم تازشم از شانس بد یا نمیدونم شایدم خوبه ما تو هیچ کتابو حدیثیم حتی اشاره ایی بهش نشده کهمارو از این مرض لاعلاج (همون کنجکاوی بیش از حد)نجات بده
خب الله واعلمجواب همه ی این سوالا پیش اونه خدا همونوبه راه راست هدایت کنهبازم رسیدیم به همون مصرع شعری که در بالا نوشته بودم
واقعا دیگه اسرار ازل را نه تو دانی و نه من.....
و بدان کسیکه گنجینه های اسمانی وزمین در دست اوست تو را در دعا رخصتداده و پذیرفتن دعایت را بر عهده نهاده وتو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد ، و ازاو طلبی تا تو را بیامرزد .و میان تو وخودکسی را نگمارده تا تو را از وی بازدارد و ازکسی ناگزیرت نکرده که نزد او برایتمیانجیگری ارد، و اگر گناه کردی از توبه اتمنع ننموده و در کیفرت شتاب نفرموده وچون بدو باز گردی سرزنشت نکند ، و انجاکه رسوا شدنت سزاست پرده ات را ندرد ،و در پذیرفتن توبه بر تو سخت نگرفتهو هر کار نیکویت را به ده به حساب اورده ودر بازگشت را برایت باز گذارده و چونبخوانیش اوایت را میشنود ، و چون راز خودرا با او در میان نهی ان را داند ، پس حاجتخود بدو نمایی و انچه در دل داری پیش اوبگشایی، و از اندوه خویش بدو شکایت کنیو خواهی تا غم تو را گشاید و در کارهایاری ایت نماید و از گنجینه ها ی رحمت او آن را خواهی که بخشیدنش از جز او نیاید ،ازافزودن مدت زندگانی و تندرستی ها و درروزی ها فراوانی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 11:35 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
سلام سلام خوبین خوشین سلامتین
تو این پست منم نمیدونم چی بنویسم ولی اول مینویسم که خیلی
ناراحتم چون سیستم من یک هفتس هارد نداره به احتمال زیاد سوخته
همه ی اهنگام شماره های دوستام عکسام و غیره به باد فنا رفت
یخورده ناراحتم(بیشتر از یخورده)
خب قبل از هر چیز یه اهنگ خوندم لینکش رو براتون میذارم مثل انوشه
برید فضا برگردید
رپ به نام بارون شعر اهنگ خوانندگی از خودم
اگه زایه شده ببخشید چون اولین کارای حرفه ایمه
دانلود اهنگ بارون
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-
عزیزم یه حرفی مونده تو دلم
میخوام راز عشقمو بگم و برم
دوست داشتمت تا وئقتی که باهام بودی
حالا میگم به جهنم که رفتی پیشم نموندی
دستات بود تو دستم دلت اما جای دیگه
زبونم دیگه کلمه ی دوست دارم رو نمیگه
میخوای بری به درک برو بمیر دوباره
فکر کردی مثل قدیما قلبم برات بی تابه
عمرا اگه فکر کردی یه شب به یادت هستم
الان اینجا نشستم اما خوشحالم که تنها هستم
بسه زیاد چرت و پرت گفتم نوشین دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 5:37 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
نوشینم
سلام بچه ها خسته نباشید دیروز هر چی با خودم فک کردم که تو این پست چی بنویسم چیزی به خاطرم نرسید تا امروز که یهویی به ذهنم رسید که این پستو اختصاص بدم به رنگا و ویژگی ادماییی که هر کدوم رنگ بخصوصیو دوس دارن فک کنم این پست بر خلاف پستای قبلیمبه دردتون بخوره در ضمن تا یادم نرفته از همه ی کسایی که اومدن و سرافرازمون کردن تشکر میکنم و امیدوارم که این دوستی همچنان ادمه داشته باشهیه چیز دیگه من تا حد امکان سعی کردم که رنگ مخصوص هر مطلبو درست عین خودش بذارم حالا اگه میبینید رنگا زیاد با اصلشون جور در نمیان به بزرگی خودتون ببخشین دیگه فقط این رنگا رو داشتمالبته رنگایی رو که خیلی روشننو چشو اذیت میکنن جاشون همون سیاه گذاشتم که بهتر خونده بشه
قرمز با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد همراهتان باشد آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد.
اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد ولي هميشه بشاش است. شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي طولاني دوستش خواهيد داشت.
شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد پيدا كنيد.
جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه بگوييد و خوش اخلاق هستيد.
خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد مورد نظرت مي مانيد. شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان متمادي دوباره عاشق نمي شوي.
شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي. داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز مانند آنچه در قصه هاست هستيد. شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ، و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد.
باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار است فرد بهتري پيدا كنيد.
در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است.
اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد.
آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند.
خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد.
شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. اما تغيير در زندگي را نمي پسنديد. زماني كه تصميمي گرفتيد، روي تصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيز توام با مبارزه است و مثل همه نيست.
شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست است. شما مهربان و بشاش هستيد اما بسادگي به مردم حسادت نورزيد.
فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ، بسادگي تسليم شده آنرا رها ميكنيد.
اتكا به نفس كمي داريد و خيلي ايرادي هستيد. هنرمند هستيد و دوست داريد عاشق شويد ، اما ميگذاريد عشقتان از دستتان برود چون در اين مورد از مغزتان فرمان ميگيريد نه از قلبتان.
شما جذابيد و عاشق زندگي خود هستيد ، نسبت به همه چيز داراي احساسي قوي هستيد و خيلي زود گيج ميشويد زماني كه از دست شخص يا اشخاصي عصباني مي شويد برايتان مشكل است آنها را ببخشيد.
شما آرزو و اهدافي در زندگي داريد زود حسادت مي ورزيد نسبت به ديگران متفاوت و گاهي اوقات عجيب هستيد اما همه اين حالت شما را دوست دارند.
احساسات شما بسادگي و ناگهاني تغيير ميكند اغلب تنها هستيد ، مسافرت را دوست داريد. انسان صادقي هستيد ولي حرف مردم را زود باور ميكنيد. يافتن عشق براي شما سخت است و گمگشته عشق هستيد
اینم ازروانشناسی امضا
۱ -کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،انسانهاي منطقي هستند .2- کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،دير منطق را قبول مي کنند و معمولاًغير منطقي هستند . 3- کساني که از خطوط عمودي استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند . 4-کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي هستند . 5- کساني که با فشارامضاء مي کنند ، در کودکي سختي کشيده اند . 6- کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند . 7- کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را در فاميل برتر مي دانند. 8- کساني که در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت هستند . 9- کساني که اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زننداحتمالاً شخصيت خود را نشناخته اند. ۱ 0-کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي کنند ، کساني هستند که مي خواهند به قلهبرسند.
حالا نظرتون در مورد این متن چیه ؟ ؟ آسان و سخت > به آسانی میشه در دفترچه تلفن کسی> جایی پیدا کرد > > ولی به سختی میشه در قلب او > جایی پيدا کرد. > > > > به راحتی میشه در مورد اشتباهات ديگران > قضاوت کرد > > ولی به سختی ميشه اشتباهات خود را پيدا > کرد. > > > > به راحتی ميشه بدون فکر کردن حرف زد > > ولی به سختی ميشه زبان را کنترل کرد. > > > > به راحتی ميشه کسی را که دوستش داريم از > خود برنجانيم > > ولی به سختی ميشه اين رنجش را جبران کنيم. > > > > به راحتی ميشه کسی را بخشيد > > ولی به سختی ميشه از کسی > تقاضای بخشش کرد. > > > > به راحتی ميشه قانون را تصويب کرد > > ولی به سختی ميشه به آنها عمل کرد. > > > > به راحتی ميشه به روياها فکر کرد > > ولی به سختی ميشه برای بدست آوردن > يک رويا جنگيد. > > > > به راحتی ميشه هر روز از زندگی لذت برد > > ولی به سختی ميشه به زندگی ارزش > واقعی داد. > > > > به راحتی ميشه به کسی قول داد > > ولی به سختی ميشه به آن قول عمل کرد. > > > > به راحتی ميشه دوست داشتن را بر زبان آورد > > ولی به سختی ميشه آنرا نشان داد > > > > به راحتی ميشه اشتباه کرد > > ولی به سختی ميشه از آن اشتباه درس گرفت. > > > > به راحتی ميشه گرفت > > ولی به سختی ميشه بخشش کرد. > > > > به راحتی ميشه یک دوستی را با حرف > حفظ کرد > > ولی به سختی ميشه به آن معنا بخشيد. > > > > و در آخر: > > به راحتی ميشه اين متن را خوند > > ولی به سختی ميشه به آن عمل کرد
مرسی که تا اینجا اومدین کلی خوشحالمون کردین بازم بیان از این ورا یه چیز تکراریه دیگه م بگمو برم نظر یادتون نره |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
مرسی نوشین جان امسال طی این سالهای زندگیم اولین سالی بود
که اینقد تولدم رو دوست داشتم ایشالله نوشین روز تولدت یکاری میکنم همه
انگشت به دهن بمونن بگن اااااااا ببین چی کار کرده
راستی من از نوشین جون مذرت خواهی میکنم مثل اینکه پست قبلیم
یخورده ناراحتش کرده بود .
حالا نوشین جلوی تمام کسایی که به وبمون میان ازت مذرت میخوام
و میگم ببخشید .
خب یه شعر گفتم البته ادامه داره ولی چون امار دزدیدن تکس زیاد شده
فعلا کاملش رو نمیزارم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستان این شعرو برای فرد خواصی نمیخونم
یه خوردش حرفای خودمه
بازم از نوشین جون بابت کار بدم مذرت خواهی میکنم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ همتون منو تنها گذاشتين ورفتين اينقد خوشگذروندين و دنبالم نگشتين عشق من گذاشت من رو تنها شادي ميکنه تنها توي دنيا (خستم خسته از دنيا) (روحم داره از بدنم ميشه جدا) اوايل زنديم الان يادم مياد که چجوري به خواطرت زندگيم رفت به باد هرشب اشک تو چشمام جم ميشه اما اينقد نگهشون ميدارم تا که نريزن تو رو ديگه دوست ندارم البته دروغ ميگم هنوز ولي اسمت نگه ميداره اشکامو تو چشم من بظور (خستم خسته از دنيا) (روحم داره از بدنم ميشه جدا)
برام مهم نيست کي از اين شعرم خوشش اومده باشه فقط يکميش حرفاي دل خودم بود
راستی نوشین من خیلی خیلی دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 7:16 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
نوشينم
بچه ها سلام بدوين بازم اينجا تفلده اما اين بار با دفه هاي قبل فرق ميكنه چون امروز تولد داداش مهربونه خودمه يعني اق ساميه گله گلستون به به واقعا چه روزه مباركيه ا خب خب خب شلوغ نكنيد باشه كيكم بهتون ميديم فقط قبلش يكي يكي بياد جلو و كادوهاتونو بذاريد رو ميز كه حسابامون تو هم نرهشوخي كردم بابا حالا مگه چي شده ؟ خب يه كلوم بگو دست خالي اومدم ديگه دادو هوار نميخواد كه قوربونت برم اشكالي نداره ما دفتر حساب داريم مينويسيم به حساب دفه ي بعد دو برارشو ازت ميگيريم البته ناگفته نمونه با سودش ؟خوبه؟پس اوكيه واي انقد حرف بيربط زدم كه يادم رفت يه تبريك خشك و خاليم به سامي جون بگم
سامي جونم لحظه ي تفلد تو ، لحظه ي شروع پرواز است براي پرستوها لحظه ي راه رفتن من براي اولين بار اونم تو اوج ناميديها يا بهتره بگم لحظه ي نوپايگيم تقريبا دو سه سالگيم ديگه چقد دير ميگيري بابا ، لحظه ي تولدتلحظه ايي به ياد ماندني است واسه تمموم ستاره ها راستي ساعت چنده شب به دنيا اومدي شيطون بلا؟هي ميخواستم بپرسم هي يادم ميرفتخب بذاريد ادامشو بگم لحظه ي تولد تولحظه ي عاشقيه گلهاي ياسو نسطرن ، لحظه ي شكفتن گلهاي ناز رازقي ، لحظه ي ازاديه اون قناري از قفس لحظه ي ريختن شكوفه ها وبرگها از درختان وخش خش كردن برگها زير پاي عابران پياده !!!خب راس ميگم ديگه چرا بدت مياد ناسلامتي اون موقه پاييز بوده ديگه تازشم من كه الكي چيزي نميگمخب حالا چون اومدم تفلد اين يه دفه رو كوتا ميامو زياد وراجي نميكنم خلاصه اينكه ساميه نازنينم همه ي ايناروگفتم كه از ته دلم تولدت رو بهت تبريك بگمو بازم بهونه ايي رو به دست بيارم كه بهت بگم دوست دارم داداش گلمواه واه تورو خدا ميبينيد چقدم فرصت طلبم به هرحال اميدوارم كه تولد هرازو يك سالگيتو برات بگيرم عزيز دلم ايشالله كه يه عمر زندگي باعزت و سربلندي داشته باشي گوگولي ...
اِاِاِ راس راسكي سامي يه سال گذشت ؟واي چه خوب حالا ديگه يه سال بزرگتر شدي يه سال خوشگلتر شدي يه سال مهربونتر شدي يه سال ماهتر شدي ناگفته نمونه كه يه سال ادمتر شدي (به دل نگير محض شوخي گفتم بابا ) اما از اون طرفم حيف كه يه سال از عمرت كم شد خب بيخيال زندگي همينهديگه واما سخن اخر:ساميه عزيزم اندازه ي تموم گلبرگاي دنيا ، اندازه ي تموم شاپركا و گالايسرخ و نارنجيو سفيد دنيا ، اندازه ي تموم عاشقاي دنيا ، اندازه ي تموم هفتتا اسمون دنيا ، اندازه ي همه ي پرستوهاي دنيا ، اندازه ي تموم دلايمهربون دنيا اين دنيا و اون دنيا هپي برث دي تو يو هپي برث ديتولدت مبارك عزيزم. . . این ترانه روز هفتم مهر جون می گیره ...حتی بی تو !حتی وقتی که نباشی !حتی وقتی که بخوای از من و رویاهام جدا شی !این ترانه خود به خود سامون می گیره !این ترانه جون می گیره :گرچه دستای تو تو دست های من نیست !گر چه آرزوی این دل دیگه عاشق تر شدن نیست گرچه ما با هم نباشیم قاصدک هامون می میره ...روز هفتم مهر ، این ترانه خود به خود سامون می گیره !توی این ترانه ی من بو یی از جور و جفا نیست …این ترانه مثل تو نیست !این ترانه بی وفا نیست !. . . *** این ترانه جون می گیره :روز میلاد دو چشم کهربایی !تو شب تولد عشق !!!روز میلاد خدای بی وفایی !!!اين ترانه روز تولد تو جون ميگيره
اميدوارم كه زيادي بيمزه نبوده باشه حالا اگرم بوده زياد خون خودتو كثيفنكن بهتر از اينو بلد نيستمحالا اين يكيو چي ميگي
بنده عاشق شما ...!شما عاشق یکی از آدما ...!آدمه عاشق ما ...!!!ای بابا !بنده تو نخ شما !شما له له می زنی برای لبخند یکی از آدما !آدمه عاشق ما !ای بابا !بنده تو کار شما !شما کارتون شده گریه و زاری واسه ی عشق یکی از آدما !آدمه عاشق ما !ای بابا !بنده رو اصلا " نمی بینی شما !خیلی وقته چشاتون رفته به دنبال یکی از آدما !آدمه عاشق ما !ای بابا !*** آدمه عاشق ما !آدمه خراب ما !آدمه مست و زمین خورده ی ما !آدمه تلو تلو خورده ی ما !آدمه عاشق سینه چاک ما !آدمه هلاک ما !ولی افسوس و صد افسوس و حیف :" بنده عاشق شمام " !!!يه بار ديگم سامي جون تولدتو تبريك ميگمو با اجازتون مرخص ميشم بقيهي پذيرايي رو ميذارم به عهده ي خودت سامي جون ميدونم كه از پسش بر مياي پسر خوب من رفتم ديگه خدافظ همگياوخ اوخ يادم رفت سامي بهت بگم زياد شيطوني نكن باشه ؟هواي مهموناي مارم داشته باشخوش بگذرهتا پست بعدي باي
داری بد تا می کنی ... !دست گذاشتم رو شما !که دیگه از همه سری !شما که میون این همه شیرینی ، عسلی !شما که هیچ رقمه با دلمون راه نمیای ...حتی یک نگاه ساده هم به ما نمی کنی بهمون رو نمی دی ، چون عسلی !دست گذاشتم رو شما !که عاشقم نمیدونی !ما رو از دورو برت هی می رونی !منو با لگد تو این زمونه پرتم میکنی ، داری از صبح تا غروب چوب لای چرخم میذاری !که یه وقت کم نیاری ...میدونم... ، چون عسلی !دست گذاشتم رو شما !که دستمو پس نزنی !که باشیم تا آخر عمر یارتون ...که باشیم کنارتون ...اما خوب رو دست زدی به عشقمون !چون عسلی !واستون یه شعر گفتم !گفتم این مال شما ...شعرمون تقدیم چشمای شما !گره کردین ابروهارو و زدین تو ذوقمون !ما که دلخور نمیشیم از اخمتون ، چون عسلی !... *** عسلی ، شیرینی ، اما داری تلخی میکنی !داری بدجوری با این شکسته دل تا میکنی ...داری بد رقم تو این شهر منو رسوا میکنی ...داری بد تا میکنی !داری بد تا میکنی !آره خوب ... چون عسلی !
جان من اينم بخون بعد برو
بنده ی حقیرتون تو یه روز سرد زمستونيتو یه جایی که همه بهش می گن زایشگاه وقتی چشماشو گشود دل رو از همه ربود بچگیم مثل یه رعدو برق گذشت روزای سادگیو بی خبری زودی رفتن ددری ! دیگه نا سلامتی جوون شدیمتو یه چش به هم زدن ماکلی مهربون شديم توی این دنیای پر سوز و گداز دل من خیلی چیزا رو هی می خواد !دوست دارم که زیر باروون بدوم ! دوس دارو نوار و سی دی بخرم! دوس دارم دیوارو هی گاز بگیرم!روزی چند بار بمیرم دوس دارم تو کوچه ها دو بزنم"دایی" رو هو بزنم! دوس دارم خودم بدوزمو خودمم ببرم دوس دارم خیارو با پوست بخورم !دوس دارم خدارو تمرین بکنم دوس دارم ادعای دین بکنم دوس دارم ولوم بدم به اسپیکرتا بلرزه شیشه ی همسایه ها دوست دارم خالی کنم یه پارچ آب رو سر آدمای همیشه خواب آدمایی که فقط آدمکن ادای زندگی رو در میارن بیشتر آدما رو من چقدر احمق میبینم آدمام حتمی منو دیوونه و خر می دونن دوست دارم ساز مخالف بزنم پیش هر کی که بگه دوست دارم اگه تو رفیق و همدمی عزیز بیا این لیوانو رو سرم بريز !!!نامردم اگه در برم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 10:11 قبل از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
دوستان سلام
منم سامی
در مطلب قبلی که نوشین نوشت ۹۸ نظر وجود داره که جمع ادمهای اون رو بگیری به ده نفر نمیرسه
زرت زرت خاله پریسا
۳۰ نظر فقط داش دافوت
دو سه تاشونم که دیگه نمیشناسم
جرا؟ جرا واقا باید اینجوری باشه
البته ما جلو نوشین لنگ رو انداختیم ترکونده ی نظر ما ۳۰ تا ۴۰ بود ولی رکورد رو نوشین زد
خدایش هم فکر نکنم تو کل وبلاگ ها ی فارسی همچین اماری وجود داشته باشه
در کل فقط اومدم یه اپ کنم بدونید زندم البته اگه براتون فرق کنه
دلم میخواد داد بزنم از این زمونه
زمونه ای که بابا دردمو نمیدونه
این زمونه بود که منو اواره کرد
منو تا مرگ کشوندو جونمو ازم نگرفت
الهی که زمونه بمیری ما راهت شیم
گرجه اگه نباشی ماها عاشق نمیشیم
ولی هر روز میخورم ازت هزار زخم زبون
ازت بدم میاد ای زمونه اینو بدون
به قول نوشین جون این شعرو هویجوری گفتم
جدی نگیرید
تا بعد دوستان خدا فظ
نوشین جون
i LOVE you |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 7:34 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
نوشينم هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد .منٍ ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد .اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي منو دزديد .زير چشم مهربوني خواب يك توطئه ميديد .بچه ها سلامسلام سامي جون منم دلم برات تنگ شده بودعكساتم خيلي خوشگلنيادم باشه بعدا يه چن تا سفارش بدم بهت البته اگه قبول كنيخب بذاريد از دافوت جونو پريسا خانومه گله گلستونم تشكر كنممرسي كه هنوز داريد مارو تحمل ميكنيد و مياد به وب خودتون سرميزنيد كلي منت ميذاريد رو سرمونخب ميخوام يه معما رو براتون حل كنم ميدونين چرا آب هميشه به اونچيزي که ميخواد ميرسه ؟ بذارید خيلي مختصر جواب بدم به چن تا دليل 1- دقيقا ميدونه چي ميخواد. (پايين رفتن)2- اگه به يه سنگ برسه اول سعي ميکنه دورش بزنه، بعد اگهنتونست سوراخش ميکنه 3- اگه به يه چاله رسيد، آروم صبر ميکنه تا پرشه بعد رد شهبيايد ما هم در برابر مشکلاتمون مثل آب باشيم و مثل آب با مشکلات برخورد کنيم البته اين يه خرده جربزه ميخواد كه ساده بگم من يكي ندارم !!!!!!!!!!!!!خب اين چرتو پرتا رو ول كنيمفعلا اين شعرو بخونچشم انتظار براي با تو بودن هميشه بي قرارم بيا اي نازنينم تو را چشم انتظارم بيا باران پاييز ببار بر پيکر من ببار بر لحظه هايم و حتي دفتر من بيا من مي رسم باز از آن راهي که دور است همان کوچه که بي تو عبورش سوت و کور است چو پيچيدم به سويت برايم ناز کردي چه خوش اما لبم را پر از آواز کردي و اين شيداييم را چه خوب آغاز کردي همان روزي که رفتي جدايي ساز کردي ولي من شعر تازه برايت مي نويسم بيا در خواب من باز که رويت را ببينم بيا اي نازنينم که بي تو بي قرارم براي با تو بودن کنون چشم انتظارم...
اين روزا هر جا ميري اقا از تو دانشگاه و كلاسو درسو مدرسهگرفته تا خيابونو چت رووماوسينماها همش دعواي دختر پسراسمن كه ميگماگه پسرا نبودن دعوا نبود ... خشونت نبود عشق نبود حالااگه دخترا نبود ن هوس نبود ... لطافت نبود ... دعواي پسرا نبود.. عشق نبود. به نظر شما بهتر نبود هيچ كدوم نبوديم؟؟؟من كه ميگم همون بهتر كه بريم بميرمبريم ديگه چرا معطلي ؟اهان لابد ميگي من از اين نوعش نيستم ارهجونه خودت تو اهل دعوا نباشي!!!!!!!ديگه هر كي تورو نشناسه من يكي كه از خودتم بهتر ميشناسمتبذار يه تجديده نظري بكنيم تو صحبتامونخب چرا بعضيام هستن كه اهل دعوا نيستن هم از نوعه دخترش هماز نوعه پسرش خب مودبا ميتونن بمونن بعدا حسابشون ميرسيمشوخي كردم خواستم ظرفيتتونو بسنجم اقا همگي ميتونن بمونن بهشرطي كه دعواهاور بذارن كنارحالا چون بچه ي حرف گوش كني هستي واسه تو ميخک و واسهبقيه رز ميارم تو رو هر وخ مي بينم يه جورايي بز ميارم توو قرار با خوشکلا سيب بهشون هديه مي دم واسه تو که ميموني يه عالمه موز ميارم!!!حال كردي گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر حالا نظرت در مورده اين يكي چيهعبور اين حقيقت دارد که زمين گرد و زمان باريک است آينه رو به دل ابر سياه کدر و تاريک است و زمين مي چرخد و زمان مي گردد آن چه خواهد که بماند از ما صحبت خاطره است و حقيقت اين است من و تو مي ميريم و کفن هاي سفيد جامه اي بر تن ماست و پس از آن تابوت مدتي مسکن ماست روي دوش دگران مي رويم تا لب گور خاک سرد است ولي همه همسايه ما مردمي اهل قبور چه بزرگ است زمين که دلش وسعت خوابيدن مارا دارد باز خورشيد بزرگ ميل تابيدن فردا دارد باز هم نوزادي بر زمين پاي گذارد امّا! چرخه گيج زمان همچنان مي گردد و زمين مي چرخد... آن چه باقي ست عبور من و توست... اقا غير از اينه ؟؟؟؟؟؟؟؟حالا كه زحمت كشيدي و تا اينجا اومدي اين يكي رم بخون كه بايد برمكلي كار دارم ميخواي پوستت كنده نشه نظر بده(تهديد تو كارموننبودا اما خب همين اخلاقارو داريد كه كار ميكشه به تهديدو تهديد كاري )ديوار و شيشه تو مي نوشتي روي شيشه آن نامه هاي سرخ تبدار! من مي نوشتم پاسخت را اما فقط بر روي ديوار! ... گل مي نشاندي روي شيشه من شعر مي خواندم برايت آهسته مي خواندي مرا باز من گريه مي كردم برايت ... دل مي كشيدي روي شيشه دل مي كشيدم روي ديوار تو منتظر از پشت شيشه من منتظر از پشت ديوار ... وقتي كه باران محو مي كرد شعر مرا از روي ديوار يك بوسه از تو روي شيشه يك بوسه از من روي ديوار ... وقتي كه مي خنديد خورشيد دستان تو بر روي شيشه نقش مرا ترسيم مي كرد ديوار بود و سنگ و شيشه... ... من لمس مي كردم غمت را هر چند بودم پشت ديوار چند قطره اشكت روي شيشه با سايه هاي درهم و تار ... آخر نوشتي روي شيشه مشتي بزن بر قلب ديوار سنگي بزن برقلب شيشه من هم نوشتم روي ديوار ... بايد فرو ريزد از اين پس اين شيشه ها و سنگ و ديوار باران خوشبختي ببارد بر لحظه هاي سبز ديدار ... ورنه فقط اسمي بماند از قصه ي اين يار و دلدار آنهم فقط بر روي شيشه آنهم فقط بر روي ديوار... خب ديگه من برماهان يه چيز ديگهداش يادم ميرفتاسوال اين پست ؟بيكار ترين ادم دنيا و خوشكل ترين كيه ؟جون من خجالت نكش بگو ديگه ؟من كه خودم ميدونم جوابش چيه ، نه نه فك نكني باتوماگه جوابشو بلدی بیا تو قسمت نظرات بگو خب دیگه من برم درخت باز از بوی درخت نفسم می گیرد چه کسی یاد تورا از دلم می گیرد؟ حک شده روی دلم طرح زیبای درخت حک شده روی درخت طرح زیبای دو دل به گمانم دل من شهرۀ شهر شده به گمانم دل تو بادلم قهر شده وای! این بوی درخت بدتر از زهر شده... تا پست بعدی بای بای |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 5:8 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
دوستان من دلم واسه نوشین جون یه ذره شده دیگه وبلاگ رو اپ نمیکنم
تا نوشین بیاد یه اپ دیگه بکنه اینم یه عکس دیگه که طراحیش از خودمه
راستی ما که بخیل نیستیم هرکی عکس خواست دستور بده نوکرشم
هستم براش میسازم البته اگه افتخار بدین
اینم یه عکس دیگه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 7:58 قبل از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
سلام دوستان
سلام نوشین کجایی نیستی فدات شم
امروزدوتا عکس گذاشتم ببینید خواستید سیو کنید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 1:48 قبل از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
امروز از دست دو نفر خيلي عصبانيم يكي خاله پريساي
نوشين جون يكي عموش يعني ديويده دافوته چيه
اخه يكي نيست به اين نا مردا بگه چي ميشه يه
لپ لپ با يه شوكولات به من بدين
تازه عمو دافوت چقدر گدايي لپ لپ ارزونه از اون تخم
مرغ شانسي خارجيا بهتره
خاله پريسا تو چي چرا به من يه دونه همش يه دونه
شكلات نميدي(البته از نوع مغز داره ايدين)
خلاصه اگه دف بعد بيام ببينم به من شكلات يا
لپ لپ ندادين كلي ناراحت ميشم
تازه اين نوشين بي معرفتم تنها تنها همرو ميخوره
ديروز گفتم اون ماشينرو كه از لپ لپ در اوردي بده
نداد گدا
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 2:40 قبل از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
اي عشق من مينويسم امشب از تو اميدوارم باور كني تك تك حرفامو من نميخوام از تو يكي جدا بشم پس از جدايي از تو مثل ديوونه ها بشم تو منو خوب ميشناسي حرف من حرف مرد ميدوني اگه بري تموم دنيا برام ميشن مرده اگه من نميخوام تورو از دست بدم واسه اينه كه دوست دارم تا بميرم تو قشنگترين حرفا رو داري تو بهترين چهره ي دنيا رو داري التماست ميكنم از پيشم نري بعد تو من ميزنم به سيم اخري تو هميشه ميموني تو قلب من تك و تنها تو رو عوض نميكنم من با تمام دنيا
اگه حدس زدي مال كيه ؟؟؟؟ اها نزديك شدي اها نه جواب شما نوشين نبود چون فقط سامي از اين شعراي زايه ميگه نظر ندي دعا ميكنم بري حموم اب قط شه بعد كف بره تو چشات(كف شامپو بس) بدش صابون(گلنار) بره زير پات با مخ بخوري كجا ؟دقيقا وسط وان البته اگه وان نبود به سراميك اكتفا كن چي!!!!!!!!سراميك ندارين بابا در حمومتون رو گل بگير رو سردرش بنويس به علت رعايت نكردن تريپ زيبا حمام تا اطلاع ثانوي توالت ميشود |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 2:28 قبل از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
امروز دو عدد عكس براتون ميزارم كه ساخت خودم بيد
خوشحال ميشم نظرتون رو راجع به يكي تو ساعت
زحمتم بدونم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 2:26 قبل از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
نوشينم اين چند روز گذشته روزاي قشنگي نبود لااقل واسه من نبودهمش درس همش درس همش امتحان همش كوفت همش زهر مار (هي خانوم يواش يواشعفت كلامم خوب چيزيه ها )اره ديگه همش امتحان اي بابا كفر ادمو در ميارن ايناميدوني هر وقت ميخوام اينجا يه چيزي بنويسم يه ترس شفاف منو فرا ميگيره كه نكنه كار من غلط باشهبه هر حال من هنوز دارم ادامه ميدم خدا مارو هدايت كنهخب دردل من تموم شدحالا حرف دل شروع ميشهسلام عزيزمسلام دوسته منسلام ساميسلام خاله پريساسلام عمو دافوتسلام بابي جونسلام زندگيسلام بيدرسيسلام علافي........... اي بابا يكي نيست جواب منو بده و بگه سلامو زهره مار اخه ادم تو يه ديقهچن بار سلام ميكنه بنده خداخب كم كه نميارم دارم خودم جواب خودمو ميدمبگذريم داشتم ميگفتم ، وقتي شروع كردم به نوشتن هرگز فك نميكردم قضيه به اينجاكشيده بشه خدايي فك نميكردمميدونيد بچه ها برا بعضي كارا ادم بايد ديوونه باشه ، يعني تا ديوونه نباشهكارش خوشگل نميشهيكي بود ميگفت :عزيزم برا ديوونه بودن هميشه ديرهحالا قصه ي ماهم همينهتموم برگاي پاييز كه همه زدنو تنهاتموم ستاره ها ي دنيا كه خيلي دورنو زيباتمومه اشكاي پونه هموشون من، خب ؟فقط به خاطر تو ماه قشنگم واسه پاك كردن اشكاي پونهواسه خنديدنه پونهبه خاطر دلم دشده يه بار بيا به خوابماي بابا حالا نميخواي نياي خب نيا چرا ناز ميفروشي ؟
واي بچه ها باورتون نميشه چقد خوشحالم همين الان از سر جلسه ي امتحاناومدم بيرون اين يكي ديگه اخريشون بود باورم نميشه يعني منم كه بي درسمواي خداي من، چه سعادتي، فعلا تا سوم مهر ديگه از درسو كتاب خبري نيست منم ميخوام تا اون موقه هي براتون چرت بگم هي براتون چرت بگم هي براتون چرت بگمچيه نارحتي ؟بيخيال بابا جونه من بخند تورو خدا اخماتو وا كن اهان حالا شدي همونمارمولك خوشگله ايي كه من دوست دارم
خب داشتم ميگفتم بابا زندگي اونقدرام كه ميگن سخت نيستاااااا يه وقت خودتو نبازيزندگي شيرين استتا محبت يك گل در زمين مي بويدتا قناري يك بار پر طنين ميخواندزندگي شيرين استزندگي يافتن ساختن زندگي بر دل شب تاختن استزندگي راهي و دنبال توييزندگي شيرين وفرهاد تويي اي ناقلا داري ميخندي خب بخند بخند بخند به روي وبلاگ وبلاگ به روت بخنده اَه اَه چقد بيمزه بود فك كنم همينو بگم بهتره بخند به روي دنيادنيا به روت بخنده اره اين شاعرانه تره مگه نه ؟فك ميكنم اينم برات جالب باشه
روي دروازه قلبم نوشتم :ورود ممنوع !دلِ پريشان آمد. گفتم بخوانش.خواند و بازگشت .اميد مضطرب آمد. گفتم بخوانش.خواند و باز گشت .آرزو با دلهره آمد. گفتم بخوانش.خواند و باز گشت .عشق خنده کنان آمد. گفتم خوانديش؟! گفت: من سواد ندارم !!!!!اخيييييييييييييييييييييييي حيوونيييييييييييييييييي
اي بابا تو كه هنوز ساكتي نميخواي چيزي بگي خب بذار يه سواله فني ازت بپرسم هركي تونست جوابشو بده يه دونه از لپ لپايي كه عمو دافوتم با يه دونه از شكلاتاي خالجكيي كه خاله پريسام بهم هديه دادن بهتون جايزه ميدمقبوله؟؟؟ سوال :پشه ها شبها کجا استاد میشن؟! (میخوابند؟!)
ببین!ببین ای گل سرخ باغ قصه م ای مثه گریه صمیمی همه هرچی كه دارم اینجاست توي این خورجین قدیمی خورجینی که حتی تو خواب از تنم جدا نمیشه مثه اسم و سرنوشتم دنبالم بوده همیشه توی این خورجین کهنه شعر عاشقانه دارم برای تو و به اسمت یه کتاب ترانه دارم یه سبد گل دارم اما گل شرم و گل خواهش تنی از عاطفه سیراب تنی تشنه ي نوازش خورجینم اگه قدیمی اگه بیرنگه و پاره برای تو اگه حتی ارزش بردن نداره واسه من بود و نبوده هرچی که دارم همینه خورجینی که قلب این عاشقترین فرد زمینه گل سرخ باغ قصه م ای غنی تر از شقایق مال تو ارزونی تو خورجین قلب این عاشق
هر کسي چيزايي رو که شما مي گين مي شنوه ولي دوستان به حرفاي شما گوش مي دن .اما بهترين دوستان، حرفايي رو که شما هرگز نمي گين مي شنون اي بابا چقد بي روحيد نميخوايد جواب سوالو منو بدين ؟خب بذار خودم بگمجواب :( این مخصوص اونهایی که جواب ندادن!). واقعا" نمیدونین پشهها کجا هستن؟ پس خونه ی شماها نیستن چون همشون خونه ی ما واونهایی هستن که جواب دادن! در ضمن! پشه ها شب ها بیدارن و نمیخوابند
چيه باز كه غمبرك زدي خب نتونتسي جواب سوالمو بدي اشكالي ندار بيا اين دوتا سوالم مخصوص اونايي كه نتونستن سوال پشه ها رو جواب بدن سوال :1. سوال هام تموم شدهههههه.. به دادم برسین! شما سوال ندارین من جواب بدم؟!!بچه هاي با هوش توجه كنيد جواب سوال داخل خودشه 2. اگه مشکیي نبود...رضا صادقی کدوم رنگ رو عشق می دونست؟؟؟هر كدومشو تونستي جواب بده عشقي خب ديگه حرفايه منم ديگه داره كم كم ته ميكشه اما قبله رفتم اين جمله هميشه يادت باشه : زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خياليوخارهايش واقعي است واه واه اينم ديگه اخريشه آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت در اين خانه ندانم به چه سودا زد ورفت خواست تنهايي ما را به رخ ما بكشد تنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت
خب ديگه مام رفتني شديم تورو خدا اگه سرتونو به درد اورديم ببخشيد سعي ميكنم براتون جبران كنم مواظب خودتون باشيد راستي سامي جون يادم رفت به خاطر شعر خوشگلت ازت تشكر كنم بابا تو ديگه كي هستي تو خودت نمره ي بيستي توحين چي چيه داشي هر چه از دوست رسد نكوست مام به فال نيك گرفتيمشپاچه خواري بسه ديگه اگه اجل مهلت داد بازم ميام اپ ميكنم فعلا با اجازتون باي باي اوخ اوخ داشت يادم ميرفت اين شعرم تقديم به همه ي عاشقاي دنيا اميدوارم كه خوشتون بيادبده دستات رو به دستم تا با هم کلبه بسازیم
تو کلبمون خدا باشه خوشبختیمون قدر تموم آسمون |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
تقدیم به نوشین البته هیچ قصد توحینی ندارما
ما تا دوروز قبل تو جنگ و دعوا بودیم
اما حالا منو تو برای هم خوندیم
الهی که نوشینم نشی از من جدا
اگه تو جدا بشی من میگم خدا خدا
نوشین خانوم میمیرم برای صدای تو
هزار بار میمیرم برای دیدن تو
ببخشید اگه بد بود دیگه از منه خول
از این بهتر در نمیاد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 6:49 بعد از ظهر توسط نوشین خانوم و سامي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به کلبه ی درویشی من و نوشین خوش اومدی دم در بده یا بیا تو یا برو بیرون
به هر حال این وبلاگ تمامی مطالب و عکسهاش با زحمت فراوان کپی شده لطفا اگه کپی میکنی نظر یادت نره باشه در ضمن ممنون که اومدی بازم به ما سر بزن |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر یا مطلب عشقولانه شعر دختر کش اموزش بیخیالی خنده |
|
RSS
|